تغییر شماره تلفن مرکز مشاوره آرامش روان مشهد

شماره تلفن مرکز 36072706 می باشد 

 

آدرس سایت اصلی :    http://moshaverehmashhad.ir

اگر این نشانه‌ها را دارید، وقت ازدواج‌تان است

آیا شما هم جزو افرادی هستید که فکر می کنند وقت ازدواج شان فرا رسیده اما هنوز هم شک دارند؟ این احساس طبیعی است! در واقع تنها شما نیستید که همچین حسی دارید، عوامل مختلفی وجود دارند که می توانند شما را در گرفتن این تصمیم مردد سازند. اما به طور کل اگر نشانه هایی که در ادامه مطلب گفته شده در شما وجود دارد، بدانید که وقت ازدواج تان فرا رسیده است.

 

شما شریک زندگی ایده آل تان را پیدا کرده اید 

مهمترین چیز در ازدواج، پیدا کردن یک شریک زندگی ایده آل است. قبل از آنکه به فکر چیزهای دیگری باشید، باید بدانید که آیا فردی که در مقابل شما قرار دارد، همان آدمی است که دوست دارید یک عمر کنارش زندگی کنید؟ شاید فکر کردن به مراسم عروسی و خرید جهیزیه و خانه برایتان رویایی باشد اما همه آنها در کوتاه مدت تمام می شوند و آنچه برای شما می ماند، شریک زندگی تان است. بنابراین لازم است که در مورد حس قلب خود و احساس او نسبت به خودتان اطمینان حاصل کنید.

ادامه نوشته

چگونه ترس از گذشته در ازدواج را برطرف کنیم؟

 

کنجکاوي های بی اندازه مرد یا زن یکی از عواملی است که تأثير گذشته همسر را بر زندگی امروز زوجین پررنگ تر ميکند . هر شخصی براي ازدواج به دنبال کسی می گردد که به ایده‌ال هایش نزديک باشد بنابراين وارد رابطه با اشخاص گوناگون ميشود ، امکان دارد اگاهی از این روابط شما را به همسرتان بدگمان و بدبین کند.

 احتمالا در اول فکر کنید میتوانید با گذشته وی کنار بیایید؛ ولی پس از چند وقتی این مسئله برایتان آزار دهنده می شود؛ بنابراين احساس اعتماد و امنیت که لازمه حفظ روابط است، از بین میرود . ولی نداشتن هیچ اطلاعاتی از قبل هم برایتان آزاردهنده خواهد بود، بنابراين باز هم با یک شک و تردید به همسرتان نگاه می کنید.

 

تفاوت دیدگاه زنان و مردان در خصوص تأثير روابط قبل همسر

نگرانی در خصوص رابطه تأثير گذشته همسر در زنان و مردان معمولاً تفاوت دارد. چیزی که بیش تر براي خانم‌ها اهمیت دارد این است که شوهرشان از لحاظ احساسی درگیر نشده باشند و می ترسند مرد زندگی شان درگیر عشق زنی ديگر بوده باشد که به وی نرسیده است. در مقابل مردان بیش تر در خصوص روابط جنسی خانم خویش نگران هستند و زمانیکه متوجه میشوند همسرشان قبلا رابطه داشته؛ ذهنشان درگیر این ميشود که تا چه حد روابط جنسی داشته اند.

 

در ادامه به شما خواهیم گفت براي داشتن یک ازدواج موفق بهتر است چه چیزی را از گذشته براي همسرتان فاش نموده و از بیان کردن چه چیز هایی پرهیز کنید.

 

ادامه نوشته

بهبود رابطه و بازگرداندن عشق از دست رفته

 
اینکه تلاش کنیم عشق خود را به رابطه بازگردانیم یا به دنبال پاسخ سوال "چگونه رابطه شکست خورده را ترمیم کنیم؟" باشید ،کار اشتباهی نیست و تلاش‌هایی که در مسیر ترمیم رابطه از دست رفته انجام می‌دهیم یک مکانیزم کاملا طبیعی هست.

اگر شما با تمام وجود تصمیم دارید هر جوری که شده همسر یا دوست خود را برگردانید و تمام تمرکز خود را روی راه‌های برگرداندن یک رابطه گذاشتید نباید نا‌امید شوید همه چیز قابل ترمیم هست حتی رابطه‌ای که دچار شکست شده و یا اعتماد از دست رفته. در مرحله اول بپذیرید که در این ارتباط شما هم اشتباهاتی داشته اید و خود را قربانی ندانید. تا موقعی که مسئولیت اشتباهات را نپذیرید و طرف مقابل را مقصر بدانید، هیچ اتفاق مثبتی در ذهن شما نمی‌افتد و نمی‌توانید با این مسئله کنار بیایید.

پس از پذیرش اینکه من هم در این جدایی مقصر بودم به تجربیاتی که از این دوری و جدایی کسب کرده اید بیندیشید. شاید پذیرش این مسئله که در این اتفاق بد تجربیاتی به من افزوده شده کمی سخت باشد اما باید بدانید در هر اتفاق به ظاهر تلخی یک حکمت نهفته است. پس بهتر است قبل از اینکه مدام این سوال رو در ذهن خود تکرار کنید که چیکار کنم عشقم برگرده، با اشتباهات خود روبرو بشید و دست از اشتباهاتی که باعث میشه طرف مقابل تان سریعتر از شما جدا شود یا شما را برای همیشه ترک کند بردارید.
 

ادامه نوشته

باج گیری عاطفی چیست و ویژگیهای باج گیرها کدامند؟

باج گیرها ،که معمولاً از نزدیکان شما مثل نامزد یا همسرتان هستند، ویژگی های شخصیتی شما را شناسایی می کنند و با سوء استفاده از آن، می کوشند به خواسته های خود برسند. حتی ممکن است این باج گیری با نقشه قبلی نباشد ولی در نهایت نتیجه یکی است.

باج گیری عاطفی چیست؟

برای واژه باج گیری، می ­توانیم واژه هایی مثل استثمار، بهره کشی یا سوءاستفاده را نیز هم طراز قرار دهیم. اما باج­گیری عاطفی، یعنی فردی با استفاده از موضع برتر عاطفی خود، فرد مورد نظرش را کنترل کند و منافعش را به دست بیاورد. افراد باج­گیر، از ترس، تعهد و احساس گناه طرف مقابل برای بهره کشی استفاده می­ کنند. فرد قربانی نیز به خاطر احساس گناه، از دست دادن توجه و یا هر فقدان دیگری مجبور است که به خواسته های طرف مقابلش تن بدهد.

 

این رفتار ممکن است به طور پررنگ در زندگی زناشویی و در مورد مسائل جنسی، مالی و توجه به وجود بیاید. معمولا شخصیت های وابسته به راحتی در دام باجگیران عاطفی می

 

فرد باج گیر را چگونه بشناسیم؟

فرد باج­گیر، می­ تواند از ضعف شما علیه شما و برای دستیابی به چیزی که می­ خواهند استفاده کند. آنها می­ دانند که چه چیزی برای شما مهم است و همان ها را از شما طلب می­ کنند.

 

باج گیری های عاطفی را می توان در 4 گروه طبقه بندی کرد:

ادامه نوشته

بهم خوردن نامزدی

دوران عقد و نامزدی یکی از شیرین ترین دوران زندگی هر دختر و پسر جوانی است. این دوران مرحله است برای شکل گیری و شروع یک زندگی، به این معنی که دختر و پسر در این دوران سعی در شناخت یکدیگر دارند و تصمیم می گیرند که آیا می توانند در ادامه مسیر زندگی در کنار هم باشند.

 

خیلی از نامزدی ها به مرحله پایانی و ازدواج ختم می شود ولی در بعضی نامزدی ها دختر و پسر به این نتیجه می رسند که نمی توانند زندگی شاد و مسالمت آمیزی رادر کنار یکدیگر داشته باشند پس تصمیم میگیرند نامزدی خود را پایان دهند. دوران نامزدی دوران مهمی است و درست رفتار کردن و درست تصمیم گرفتن در این مرحله می تواند نقش به سزایی در خوشبختی آینده داشته باشد.

ادامه نوشته

شوخی‌های آزاردهنده در جاهای مختلف

همه ی ما خندیدین را دوست داریم و زندگی هم با خنده و شوخی جذاب تر و راحت تر ميشود . ولی آدم ها تعریف و برداشت های بسیار گوناگون و مختلفی از شوخی دارند، احتمالا چیزی که در نظر شما صرفا شوخی هست در نظر یک نفر ديگر توهین شمرده شود و برعکس.

همه ی ما خندیدین را دوست داریم و زندگی هم با خنده و شوخی جذاب تر و راحت تر ميشود . ولی آدم ها تعریف و برداشت های بسیار گوناگون و مختلفی از شوخی دارند، احتمالا چیزی که در نظر شما صرفا شوخی هست در نظر یک نفر ديگر توهین شمرده شود و برعکس.

 

یا شاید چیزی که در نظر یک نفر ديگر کاملاً یخ و بیمزه است در نظر شما کاملاً خنده‌دار و جذاب بنظر برسد. بهرحال هر کسی برداشت خویش را را شوخی و مزاح دارد. براي شما مرز بین« شوخی» و« توهین» کجاست؟

 

اما این انتخاب و تصمیم براي هر کسی تفاوت ميکند .

 

باید بگویم بسياري از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج ميکنند ، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خيلي ساده تر شوخی های شایع برخی مردان را با همسرشان بگویم، اما توجه کنید اینها در فضای معمولی و شوخی هست:

 

شوخي های تهدیدی

– طلاق:به عنوان مثال همسر شما ميگويد “اگه یکماه پخت وپز نکنم چیکار می کنی؟” بدترین پاسخ این هست:”خب طلاقت میدم! ” بعد هم غش غش میخندید و در جواب ناراحتی همسرتان می گویید:”بابا شوخي کردم” همسر شما هم غمگین ميشود و شما وی را “بی جنبه” خطاب می کنید و یک شوخی ساده ميشود بهانه ای براي جنجال!

 

خب اکنون فرضا اگر خيلي مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید، ولی یک اتفاق خيلي بد افتاده، همسر شما مضطرب و نگران ميشود ، به فکر میرود ، غمگین ميشود ، در روابط زناشویی اش اندکی سرد ميشود و … اما منظور این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز آوار ميشود ، مدنظر این هست که هنگامی که از این مزاح ها کردید آرام آرام عادت تان ميشودو به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

 

– زن دوم:شب دیر به منزل می آیید، همسرتان ميگويد :”کجا بودی تا این وقت شب؟” شما هم می گویید:”خونه دومی!!! ” خيلي شوخي جالبی بود نه ؟ یا به عنوان مثال بدون هیچ بهانه ای مسأله زن دوم را مطرح می کنید! به عنوان مثال به بچه هایتان می گویید:” اره دیگه یواش یواش میخوام یه مادر جدید براتون بیارم! ”

 

اما تجربه ثابت نموده مردانی که از این مزاح ها ميکنند ، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم تأکید ميشود که این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی ميزند ، همسر شما دائم در فکر میرود ، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چه قدر بدبین هست و زنهای مردم اینطور نیستند و …! همین ميشود آتو براي فاسد شدن یک روابط زناشویی.

 

– مرگ و زندان:آقا یک سرما خوردگی کوچک گرفته، به همسرش ميگويد :”خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم. ” یا به عنوان مثال زیاد هستند آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید ميگويند :”خانم اون وسیله های ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم. ” یا “سعی کن ماهی یه دفعه بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری! ” اما اینها نمونه هست ولی حرفهایی هست که زیاد در زندگی ها هستند و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد تنها براي شوخي اینها را بیان ميکند ، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی ميزند و وی را مضطرب و نگران ميکند .

 

این را هم بگویم، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید، بدون هیچ اهل تعارف، انتظار محبّت و خوشحالی و گرم بودن منزل و … را از وی نداشته باشید. یکی از دوست های من که از اتفاق خيلي هم به همسرش علاقه داشت، بخاطر همین ناشی گری ها و شوخي های بی مورد ، اکنون در دادگاه خانواده در آمدوشد براي تقاضا طلاق همسرش است. بنابراين لطفا مراعات کنید

 

شوخي در محل کار:سرکشی یا خدمت؟

درصورتی که مدیر یک مجموعه باشید، حتماً با مواردی برخورد داشته اید که کارمندها به شوخي با هم بپردازند. امکان دارد یک باره صدای خنده آنها بلند شود یا شوخی ها به مرز تحمل ناپذیر برسد. ولی حتی اگر شوخی ها انقدر واضح نباشد، باز هم کارمندها بین خودشان شوخي هایی دارند.

 

در چشم بعضی از مدیران این شوخي و خنده ها بکار آسیب ميزند . بنظر آنها کارمند خوب، کسی هست که با جدیت سر کار بیاید و مستقل از تمام کارمندان تا عصر زحمت بکشد و برود. ولی آیا پرسنل شوخ طبع حقیقتا به محیط کار آسیب می زنند؟

 

شوخي های تهاجمی

بیش تر نگرانی مدیران از شوخي هایی هست که به تشویش، دلخوری و بی‌نظمی منتهی شود. هنگامی که یک یا چند کارمند علیه جمعی ديگر شوخي هایی ميکنند که سبب تصغیر، اهانت و ناراحتی شود، به سختي ميشود از اثرهای مثبت شوخي مکالمه کرد .

 

یک مطالعه نشان داده که خانم‌ها در محیط کار کمتر از شوخي های تهاجمی استفاده ميکنند . آنها ( چه در رابطه با خودشان و چه با افراد دیگر) تلاش ميکنند جانب احتیاط را نگه دارند. ولی مردها با زن ها( به خصوص شوخی های جنسیتی) و مردها با مردها( به خصوص شوخی های فیزیکی) نامناسب بیشتری دارند.

 

ولی زن ها بطور متوسط بیش از مردها از شوخی های تدافعی استفاده ميکنند . شوخي هایی که در دل خود خشونت دارد، ولی بیش تر باهدف دفع خشونت ظاهر ميشود .

 

خيلي مهم هست که شوخی ها به تقویت روحیه جمعی مدد کند، نه آن که بین آنها فاصله بیندازد.

 

با کسی که شوخي هایش آزاردهنده هست چه کنیم؟

 

قدم اول:اول خودتان را بررسی کنید، حس خودتان چطور است؟

ادامه نوشته

رابطه‌تان پُر از عشق است یا هوس؟

 

برای کسانی که در روابط عاطفی به سر می برند و هنوز در دوست داشتن طرف مقابل خود دچار شک و دودلی هستند، بهتر است تفاوت بین عشق و شهوت را بشناسند تا با قاطعیت بیشتری ادامه رابطه را سر بگیرند.

 

تشخیص عشق و هوس به هر عاشق و معشوقی این فرصت را می دهد که بهتر تصمیم بگیرد و بداند که فرد مقابل چه نیت و هدفی دارد. در ادامه این مطلب از برترین ها شما را با حرکات و نگاه های عاشقانه و یا فریب دهنده آشنا می کنیم.

 

8 حقیقت برای تشخیص عشق و هوس

 

1) آیا رابطه شما بی قید و شرط است؟ 

اغلب رابطه بین دختر و پسر یا بین زن و شوهر دارای قید و شرط است، رابطه ساخته شده با ستون های عشق باید بی قید و شرط باشد. اگر شریک عاطفی شما دائم به جست و جوی چیزی بهتر در شماست قطع به یقین این هوس است نه عشق.

 

عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز زیباست.

ادامه نوشته

 نشانه های بارز یک مرد هوسباز؛ مردان هوسباز چگونه رفتار می‌کنند؟

مردان هوس باز چه خصوصیاتی دارند؟ بسیاری از دختران جوان به دنبال شناخت مردان هوس باز هستند و می خواهند بدانند مردی که به او دل بسته اند مرد هوس باز است یا نه در ادامه راه شناخت مردان هوس باز را بیان خواهیم کرد.

  

مردی که شما را فقط برای رابطه جنسی می خواهد 

به این نکته توجه داشته باشید که بطور معمول روابطی که در آن رابطه‌ جنسی پیش از ازدواج اتفاق بیفتد معمولا با مشکل مواجه می‌شوند. اگر در رابطه ای هستید که بطور مداوم از شما درخواست رابطه جنسی می شود، آگاه باشید که طرف مقابلتان فقط بدنبال اینگونه روابط با شماست و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند وضعیت شما بدتر و ارزش فردی شما زیر سوال خواهد رفت. دفت کنید که اگر شما برای فرد مهم باشید، قطعا برای تغییر رفتار خود با شما همکاری خواهد کرد پس با او صحبت کنید و اگر اینکار را نکند، بهتر است که از دست شما ناراحت شده و ترکتان ‌کند.

  

ادامه نوشته

نکات مهمی برای دختران دم بخت که باید بدانند

اگر خودتان دختر دم‌بخت هستید یا یکی از نزدیکان یا آشنایان‌تان در آستانه متاهل شدن است، توجه به نکاتی که در ادامه این مطلب مطرح می‌شود برای داشتن انتخابی آگاهانه، کمک زیادی خواهد کرد.

امروزه اهمیت تحقیق بیشتر شده است

تحقیق برای ازدواج، کاملا لازم و ضروری است و نباید برای چنین موضوع مهمی فقط به ظاهرفرد اکتفا کرد چراکه امروزه با پیچیده شدن روابط، تغییر الگوهای آشنایی و ازدواج و حتی بالا رفتن مشکلاتی مانند اعتیاد یا بیماری‌های عصبی باید درباره موضوع ازدواج تحقیق بیشتری کرد. در واقع همان‌قدر که احتمال ازدواج ناموفق افزایش یافته، ضرورت تحقیق، دقت و شناخت هم بیشتر شده است.

ادامه نوشته

نحوه رفتار و گفتگو با فرزند در حالات مختلف روحی

زمانی که فرزندتان عصبانی است باید به احساسات و گفتارش توجه کنید

 

چگونگی رفتار با فرزندان
یکی از فاکتورهای اصلی ارتباط با فرزندان چگونه حرف زدن با آنهاست. در ادامه در راستای ارتباط با فرزندان قصد داریم بیان کنیم که از نظر مشاور روانشناس بهتر است چطور با فرزندان خود حرف بزنیم؟ سعی کنید با فرزندتان متنوع حرف بزنید. نه فقط پیرامون یک موضوع، به فرزندانتان نگاه تک بعدی نداشته باشید. مثلا همه حرفها نباید حول محور عدم رعایت نظم وانضباط از طرف او و همه حرفهای شما حول محور این موضوع بچرخد.


نحوه گفتگو با فرزند در حالت عادی
از طریق انعکاس محتوا باشد. در پاسختان از کلمات خود بچه ها استفاده کنید. در گفتگو ملاقه نباشید، انبر باشید. نظرات خودتان را از زبان فرزندتان بشنوید و بعد تایید کنید. در مکالمات خانوادگی با انعکاس نظرات و سپس تایید بخشی از افکار آنان خیلی سریع تر به نتیجه می رسید. هرکسی از این که نظراتش تایید شود، بیشتر خوشش می آید تا وقتی که بخواهد نظرات تحمیلی دیگران را تحمل کند. یکی از تکنیک های مشاوره روان درمانی این است که با بکار گیری تکنیک انعکاس محتوا فرزند احساس می کند که به خوبی درک شده است. اساسا کسانی که یک حرف را زیاد تکرار می کنند احساس می کنند که حرفشان درست شنیده نشده است.

ادامه نوشته

آیا برای ازدواج با نامزدتان آماده اید؟

بعضی ها نظرات خاصی درباره این که آماده ازدواج هستند یا نه، دارند. بعضی ها می گویند آدم باید دستکم یکسال نامزد باقی بماند تا بفهمد آماده ازدواج هست یا نه. بعضی ها می گویند آدم باید از نظر مالی به ثبات مطلوبی رسیده باشد تا بتواند ازدواج کند. بعضی ها هم ممکن است بگویند وقتی همه شرایط جور باشد خود آدم می فهمد که آمادگی ازدواج را دارد.

چه سئوالاتی می پرسیم؟
گاهی گیج کننده و طاقت فرساست که حتی خود آدم بتواند بفهمد آماده پذیرش مسئولیت ازدواج هست یا نه. همه جور سۆالی به ذهن آدم می آید.

در این مواقع همه از خود می پرسند:
آیا انتخابم درست است؟
آیا خیلی زود نیست؟ خانواده و دوستانم چه نظری درباره او دارند؟
آیا موقعیت مناسبی برای ازدواج است؟
آیا طرف مقابل این آمادگی را دارد؟ آیا واقعا آمادگی پذیرش تعهد را دارم؟
آیا به اندازه کافی راجع به نامزدم می دانم که با او ازدواج کنم؟
 

ادامه نوشته

قدم به قدم تا جلب رضایت والدین در ازدواج

مخالفت والدین در ازدواج اتفاقی است که برای خیلی ها می افتد. در این مواقع باید چه کار کرد؟ پا پس کشید و تسلیم خواسته خانواده شد یا همچنان بر خواسته خود اصرار ورزید؟

مخالفت والدین در ازدواج
هیچ مخالفتی به معنی رد گزینه شما نیست و هیچ موافقتی هم به معنی تایید کامل آن نیست. پس اگر والدینتان با انتخاب شما مخالفت کردند، فکر نکنید فرد مورد نظرتان از هر حیث مردود است. یک بار دیگر به معیارهایتان نگاه کنید و فرد منتخبتان را با آنها بسنجید و بعد، از او در مقابل خانواده تان دفاع کنید. در واقع از انتخاب خودتان دفاع کنید.
 
قدم اول
اولین قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، این است که انتخاب ما قابلیت دفاع عقلانی داشته باشد. و این دفاع حمل بر درستی ملاک ها و بارم بندی ملاک ها و اولویت بندی آن هاست.

اگر از نظر عقلانی ما توانسته باشیم بدون هندی بازی و عاشق شدن قبل از تطبیق ملاک ها فرد مورد نظر را انتخاب کنیم و هم شانی مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، سنتی، تحصیلات، قیافه و ... رعایت شده باشد می توان گفت فرد مورد نظر گزینه مناسبی برای ازدواج می باشد.

در چنین صورتی می توان از انتخاب خود دفاع کرد.

اما معمولا مخالفت والدین با فرد انتخابی فرزند به دلیل عدم تطابق ملاک ها و هم شانی فرد با فرزند یا خانواده است. و معمولا زمانی که فرزند قبل از تعیین ملاک ها عاشق شده باشد چنین مشکلی خواهند داشت. البته درصد بسیار کمی از والدین هم از روی تعصب و بدون دلیل با انتخاب فرزند خود مخالفت می کنند اما مطمئنا در درصد بسیار پایینی قرار دارند.
 
قدم دوم
 

ادامه نوشته

جلسه اول و دوم خواستگاری را اینطور بگذرانید

زمان خواستگاری وقتی از مهم ترین و سرنوشت سازترین مراحل زندگی یک دختر یا پسر حرف می زنیم، از چه چیزهایی یادمان می آید؟ مدرسه رفتن، گواهینامه گرفتن، دانشگاه رفتن، ازدواج، انتخاب شغل و... برای کدام یک از این امور نباید آموزش های خاص ببینیم و آمادگی های قبلی پیدا کنیم؟ صرف رسیدن به سن گواهینامه دلیل بر موفقیت در این کار نیست. این که تو رانندگی را دوست داری، یا اینکه ماشین هم خریدی یا پول خرید ماشین را هم داری، کفایت نمی کند؛ بلکه باید در کلاس آیین نامه شرکت کنی، چندین جلسه عملی ببینی و با ریزه کاری ها، قواعد و قوانین آشنایی پیدا کنی تا بتوانی نتیجه مطلوب را در آزمون رانندگی کسب کنی. ازدواج نیز به عنوان یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین یا حتی مهم ترین و

ادامه نوشته

 زنان وسواسی و مشکلاتی که برای خانواده ها بوجود می آورند

 

بد نیست زن نسبت به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد اما نه به حدى که به بدگمانى و وسواسی گرى منتهى شود، بدبینى یک بیمارى خانمانسوز و صعب العلاجى است، متاسفانه بعضى خانمها، بلکه بسیارى از آنها به این بیماری مبتلا هستند

 

زن هاى وسواسى بخوانند 

یک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یا غیرمشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به او نظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد، لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نوشته ها و نامه هایش را بخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شود خیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود: با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است.

 

خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را به اثبات مى رسانند، حس بدبینى به تدریج در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشینند دم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند.

 

ایراد و ناسازگارى شروع مى شود، اوقات تلخى و بد اخمى مى کند، به کارهاى خانه و فرزندانش نمى رسد، هر روز قهر و دعوا مى کند، به خانه پدر و مادرش مى رود، به شوهرش بى اعتنایى مى کند، مثل سایه او را تعقیب مى کند، جیب بغلش را مى گردد، نامه هایش را با حرص و ولع مى خواند، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى کند، هر حادثه بى ربطى را دلیل محکمى بر خیانت شوهرش به حساب مى آورد.

 

با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان بى گناهش تنگ مى کند، خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشد به زندان سخت، بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى کند، در آتشى که روشن کرده خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى سوزاند، هر چه مرد دلیل بیاورد، سوگند یاد کند، التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت خویش را اثبات کند، ممکن نیست زن وسواسى قانع گردد.

 

زن و مرد اگر با همین حال صبر کنند و به زندگى ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود، و اگر در مقابل یکدیگر سر سختى و لجاجت نشان بدهند کارشان به طلاق و جدایى منتهى خواهد شد، در آنصورت نیز زن و مرد هر دو بدبخت مى شوند.

 

 مرد اگر فکر کند این زن وسواسى را طلاق مى دهم و از شرش نجات پیدا مى کنم، آنگاه با زن بى عیب و نقصى وصلت مى نمایم و با خاطرآسوده زندگى را آغاز میکنم باید بداند که این فکر خامى بیش نیست و چنین موفقیتى خیلى بعید است، بر فرض اینکه این را طلاق بدهى و با زن دیگرى ازدواج کنى باز هم با مشکلات تازه اى روبرو خواهى شد.

 

طلاق گرفتن سبب آسایش و خوشبختى زن نیز نخواهد شد، زیرا گر چه از شوهرش به خیال خود انتقام گرفته لیکن خودش را بدبخت نموده است، معلوم نیست به این آسانیها شوهرى پیدا کند، شاید تا آخر عمر بیوه بماند و از نعمت انس و مودت و تربیت فرزند محروم گردد، بر فرض اینکه خواستگارى هم برایش پیدا شد معلوم نیست از شوهر سابقش بهتر باشد، شاید ناچار شود با مردى که همسرش مرده یا طلاق گرفته وصلت کند، آنوقت مجبور است در فراق فرزندان خودش بسوزد و بچه هاى دیگران رابزرگ کند، و دهها مشکل دیگر که برایش تولید خواهد شد، بنابراین نه قهر و دعوا مى تواند زن و مرد را از این بن بست خطرناک نجات دهد نه طلاق و جدایى، لیکن راه سومى نیز وجود دارد که بهترین راه است.

 

راه سوم اینست که زن و مرد دست از لجاجت و سرسختى برداشته با عقل و تدبیر رفتار کنند، مخصوصا مرد مسئولیت بیشترى دارد، تقریبا مى توان گفت که کلید حل این مشکل در دست او قرار دارد، اوست که اگرقدرى بردبارى و از خود گذشتگى بخرج دهد هم خودش را بدرد سرنمى اندازد، هم همسر بیمارش را از این مهلکه نجات خواهد داد.

  

اکنون روى سخن با مرد است 

آقاى محترم! اولا بدین نکته توجه داشته باش که همسر تو در عین وسواسیگرى ترا دوست دارد، به زندگى و فرزندانش علاقه مند است، ازجدایى وحشت دارد، از اوضاع اسفناک زندگى شما قالبا در عذاب وشکنجه است، اگر شما را دوست نمى داشت حسادت نمى کرد، نمى خواهد اوضاع چنین باشد لیکن چه کند بیمار است؟ بیمارى فقط دل درد و آپاندیس و زخم معده و رماتیسم و سرطان نیست، بلکه امراض عصبى نیز بخش مهمى از بیماریها بشمار مى روند، خانم شما گر چه دربیمارستان روانى بسترى نیست لیکن به طور تحقیق یک بیمار روانى است، اگر قبول ندارى به یک روانپزشک مراجعه کن، با یک چنین خانمى با دیده دلسوزى و ترحم باید نگاه کرد نه با دیده انتقام و کینه جویى، به حال زار و افکار پریشانش ترحم کن، کسى با بیمار دعوا و داد و قال و کشمکش نمى کند، در مقابل بى ادبیها و ناسازگارى هایش عکس العمل شدید نشان نده، دعوا و داد و فریاد راه نینداز، به کتک و دشنام متوسل مشو، به دادگاه حمایت خانواده مراجعه نکن، قهر و باد نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، هیچیک از این کارها نمى تواند بیمارى این خانم را معالجه کند بلکه شدیدترش مى گرداند، رفتار تند و نامهربانیهاى ترا دلیل بر صدق عقیده اش مى گیرد.

 

راه اول: اینست که تا مى توانى اظهار محبت کنى، ممکن است از وسواسی گریها و ناسازگاریهاى او بتنگ آمده، قلبا منزجر شده باشى لیکن چاره اى نیست، باید به طورى اظهار محبت کنى که یقین پیدا کند که شش دانگ دل تو مسخر اوست و شخص دیگرى در آنجا راه ندارد.

 

دوم: سعى کن با هم تفاهم نمایید، چیزى را از او مخفى نکن، بگذار نامه هایت را حتى قبل از خودت بخواند، کلید کمد اختصاصى یا صندوق اسناد و مدارک را در اختیارش قرار بده اگر میل داشت بدانها مراجعه کند، بگذار جیب و بغلت را بررسى کند، اجازه بده تمام اعمال و حرکاتت را تحت نظر بگیرد، از این قبیل کارها نه تنها اظهار ناراحتى نکن بلکه آنرا یک امر عادى و از لوازم صفا و صداقت خانوادگى محسوب بدار، بعد از مشاغل روزانه اگر کارى ندارى زودتر به منزل بیا. و اگر کارى پیش آمد کرد قبلا به همسرت بگو: من به فلان جا مى روم و در فلان ساعت برمیگردم، سعى کن از موعد مقرر تخلف نشود، چنانچه اتفاقا نتوانستى سرموعد حاضر شوى هنگام مراجعت علت تاخیر را به صراحت بیان کن، مواظب باش در تمام این مراحل کوچکترین دروغى از تو صادر نشود، وگرنه بد گمانى او تشدید خواهد شد، در کارها با وى مشورت کن، هیچ عملى را از او مخفى نکن بلکه کارهاى روزانه ات را برایش شرح بده، صداقت و راستى را هیچگاه از دست نده، خواهش کن در هر جا نقطه ابهامى دارد که اسباب بدگمانى او مى شود بدون پروا توضیح بخواهد، و عقده ایرا در دل نگیرد.

 

سوم: ممکن است جنابعالى شخص پاک و حتى از قصد خیانت هم منزه باشى لیکن بدگمانیهاى زنها نیز غالبا بى منشا نیست، لابد در اثرغفلت و صداقت، عملى از تو صادر شده که در روح او اثر گذاشته و رفته رفته تولید سوءظن نموده است، لازم است در اعمال و رفتار کنونى و گذشته ات دقت نمایى و عامل اصلى و منشا بدگمانى همسرت را یافته و در رفع آن کوشش کنى، اگر با خانمهاى بیگانه خیلى شوخى و شیرین زبانى مى کنى این عمل را ترک کن. چه ضرورتى دارد خانمها ترا جوانى خوش اخلاق و خوش تیپ بشمارند لیکن همسرت بدبین شده زندگى داخلى شما به بدترین وجوه بگذرد؟

 

چه لزومى دارد با خانم منشى خودت شوخى و خنده بکنى تا همسرت خیال کند با او سر و سرى دارى؟ اصلا درصورتیکه همسرت بدبین است چه ضرورتى دارد که منشى زن استخدام کنى؟ در مجالس با خانمهاى بیگانه گرم نگیر، زیاد به آنها توجه نکن، پیش همسرت از آنها تعریف نکن، اگر به زن بیوه بیچاره اى مى خواهى احسان کنى چه بهتر که قبلا با همسرت مشورت کنى بلکه مى توانى این عمل خیر را به وسیله او انجام دهى. 

 

نگو: مگر من اسیر و برده هستم که اینقدر مقید زندگى کنم؟ نه خیر اسیر و برده نیستى لیکن مرد عاقل و با تدبیرى هستى که با همسرت پیمان وفا و همکارى بسته اى، بدین جهت باید زن دارى کنى و با عقل و تدبیر بیمارى او را بر طرف سازى، باید با فداکارى و رفتارعاقلانه، خطر بزرگى را که متوجه کانون مقدس خانوادگى شما شده مرتفع کنى، در اینصورت هم به همسر بیمارت بزرگترین خدمت را نموده اى هم فرزندان بیگناهت را از سرگردانى و غم و اندوه نجات داده اى، هم خودت را از ضررهاى روحى و مادى رها کرده اى، البته مردى که در یک چنین موقع حساسى فداکارى کند در نزد خدا هم پاداش بزرگى خواهد داشت.
 

ادامه نوشته

آیا واقعا افراد متضاد جذب یکدیگر می‌شوند؟

متضادها همدیگر را جذب می‌کنند و موافق‌ها همدیگر را دفع می‌کنند. وقتی صحبت درمورد مغناطیس باشد، این اصل بدیهی است. اما آیا این مسئله در روابط عاشقانه نیز صادق است؟ تحقیقات جدید حاکی از این است که وقتی حرف از قلب است، مسئله پیچیده می‌شود.

 

مطالعات نشان می‌دهد که افراد احتمالا به روابط عاشقانه‌ای جذب می‌شوند و آن را دنبال می‌کنند که طرف مقابل از نظر طیف گسترده‌ای از ویژگی‌های شخصیتی از جمله سن، دین، جهت‌گیری سیاسی و برخی جنبه‌های خاص هوش، بیشتر شبیه آنها هستند. در یک مقاله پژوهشی که اوایل امسال منتشر شد، یک تیم اقتصادی بین‌المللی دریافتند که افراد تحصیل کرده تمایل دارند با افراد تحصیل کرده ازدواج کنند، درحالی که افراد با تحصیلات رسمی پایین‌تر تمایل دارند با همسری با سطح تحصیلات خود ازدواج کنند.

 

به طور کلی، کبوتر با کبوتر روابط عاشقانه دارد. اما آیا آنها در روابط خود شادتر هستند؟ پرسش کنجکاوانه‌ای است که در یک مطالعۀ جدید توسط پژوهشگران- ناتان هادسون و کریس فریلی- بررسی شده است. به طور خاص آنها می خواهند بررسی کنند که آیا همسرانی که از نظر شخصیتی بیشتر شبیه به هم هستند، بیشتر از کسانی که شبیه به هم نیستند، رضایت دارند.

 

بنابراین آنچه پژوهشگران انجام دادند به این قرار است؛ آنها همسرانی را در نظر گرفتند و پنج بار در یک دورۀ یک ساله (حدودا هر دو ماه یکبار)، مجموعه ای تست به آنها دادند. زمانی که مطالعه آغاز شد، ۱۷۴زوج بودند که سن بیشتر آنها بین ۱۸ تا ۲۵ سال بود. مدت رابطه در ابتدای مطالعه متفاوت بود، از کمتر از یک ماه تا هفت سال، با متوسط حدود ۱۷ ماه.

 

هادسون و فریلی برای ارزیابی شباهت، از تست «پنج عامل بزرگ شخصیت» استفاده کردند. شرکت‌کنندگان، خود و همسر خود را از نظر برون‌گرایی، سازگاری، وظیفه‌شناسی، ثبات هیجانی (متضاد نوروزگرایی)، و بازبودن نسبت به تجربه ارزیابی کردند. آنها ابزار رضایت از رابطه را نیز تکمیل کردند. از پردازش اعداد، نتایج جالبی آشکار شد. همسرانی که از نظر سازگاری همسان بودند و از نظر ثبات هیجانی تا حدی شبیه بودند، از روابط خود رضایت بیشتری داشتند. در مقابل، اشتراک در عوامل برون‌گرایی، وظیفه‌شناسی و باز بودن رضایت از رابطه را پیش‌بینی نکرد. بنابراین تشابه عوامل شخصیتی الزاما به معنی این نیست که رابطه رضایت‌بخش‌تر است.  اما هادسون و فریلی تحقیقات خود را یک گام جلوتر بردند. با توجه به اینکه اساسا دلبستگی، چگونگی عملکرد افراد در روابط عاشقانه را شکل می‌دهد، آنها درنظر داشتند این مسئله را بررسی کنند که آیا سبک دلبستگی بزرگسالان بر رابطۀ بین شباهت همسران و رضایت از رابطه تأثیر دارد؟ (شرکت‌کنندگان پرسشنامه دلبستگی را نیز تکمیل کردند).

 

دلبستگی با توجه ویژه به پاسخگو و در دسترس بودن، از رابطۀ بین نوزاد و مراقبش شکل می‌گیرد. تأثیرات دلبستگی اولیه گسترده است؛ همزمان با بزرگ شدن ما، نوع و چگونگی درک خود و دیگران را شکل می‌دهد. به طور گسترده، کسانی که مراقبت اولیۀ عاشقانه و باثباتی را تجربه می‌کنند، «دلبستگی ایمن» را شکل می‌دهند، اما آنهایی که مراقبت خشن و یا بی‌ثباتی را از مراقبان خود دریافت می‌کنند، «سبک ناایمن» را شکل می‌دهند. سبک ناایمن به دو نوع تقسیم می‌شود؛ کسانی که دلبستگی اجتنابی دارند، معتقدند که دیگران به نیازهای آنها پاسخ نمی‌دهند و بر همین اساس نگاه منفی به دیگران دارند. آنها تمایل دارند که از صمیمیت بپرهیزند و اگر همسر آنها بسیار به آنها نزدیک شود احساس ناراحتی می‌کنند. برعکس، ذهن کسانی که سبک دلبستگی اضطرابی دارند، همیشه مشغول این است که چقدر دیگران به او نزدیک هستند و نگرش منفی نسبت به خود دارند. آنها در روابط خود با دیگران همیشه در جست‌وجوی صمیمیت و تماس با دیگران هستند و اغلب در روابط می‌توانند بیزارکننده یا «نیازمند» باشند. افراد با دلبستگی ایمن از نظر سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی در سطح پایین هستند و سطوح بالایی از سازگاری را در روابط خود نشان می‌دهند.

 

نتایج درخور توجه بود. به نظر می‌رسد افراد با سطح بالای اجتناب، زمانی بیشترین رضایت را از روابط خود دارند که شخصیت طرف مقابل تا اندازه‌ای شبیه آنها باشد. پژوهشگران این یافته‌ها را احتمالا بیانگر سطحی از انتقال متقابل می‌دانند که افراد اجتنابی با آن راحت هستند. از سوی دیگر، تعادل مطلوب بین شباهت‌ها و تفاوت‌ها به افراد اجتنابی کمک می‌کند صمیمیت را دور نگه دارند. اما برای افراد بسیار مضطرب، داستان متفاوت است. آنها بیشترین میزان رضایت از رابطه را با همسری تجربه می‌کنند که  بسیار با آنها شبیه یا بسیار متفاوت است. هادسون وفریلی گمان می‌کنند که شباهت، احساس «یگانگی» به افراد مضطرب می‌دهد که در تعامل با افراد مهم زندگی خواهان آن هستند، درحالی که تفاوت، احساس «وابستگی» به همسر را ایجاد می‌کند. بنابر گفتۀ این پژوهشگران، داشتن همسری متفاوت، برای افراد با سبک دلبستگی مضطرب، راهی برای جبران کمبودهای آنهاست.

 

با این همه، آیا متضادها همدیگر را جذب می‌کنند؟ بار دیگر باید گفت که این مسئله پیچیده است. اما یک دیدگاه در اینجا وجود دارد؛ همیشه گفته شده است که شادترین همسران هم هیچگاه شخصیت یکسانی ندارند. نکتۀ مهم این است که آنها بهترین درک را از تفاوت‌های یکدیگر دارند. شاید این مشاهدۀ زیرکانه، خوراکی برای مطالعه‌ای در آینده باشد.

زنانی با این شخصیت ها قابل تحمل توسط مردان نیستند

 

زنان دارای شخصیت های مختلفی هستند که این تفاوت شخصیت ها باعث جذابیت آنها شده است، اما گاهی نیز برخی ویژگی های شخصیتی به هیچ عنوان مورد قبول مردان نیست.

 

برخی از زنان بر اساس اصل خطای هاله ای ،  با وجود اینکه در اوایل رابطه بنظر خیلی هم جذاب می آیند ، ولی در ادامه رفته رفته از  جذابیت آنها کاسته میشود و در نتیجه مشکلات زیادی در رابطه خواهند داشت . در ادامه زنان مختلف را از نظر شخصیتی معرفی می کنیم.

            

ادامه نوشته

آثارمخرب موسیقی برمغز وروان

 

افراد بسیار زیادی طرفدار موسیقی هستند و از آن در مواقع مختلف استفاده می‌کنند، اما شاید اکثر ما ندانیم که موسیقی چه تاثیری بر مغز و بدن‌مان می‌گذارد. با توجه به اینکه موسیقی بخش عظیمی از زندگی تعداد زیادی از ما را تشکیل می‌دهد، جالب است که با تاثیراتی که بر ذهن‌مان می‌گذارد و واکنش‌های ناخودآگاه‌مان به آن، آشنا شویم.درابتدادررابطه  با پدیده خارش مغزی مطالبی  را خدمت  شما ارائه می دهم آیا تابه  حال دررابطه  با پدیده  خارش مغزی چیزی  شنیده  اید؟

پدیده خارش مغزی چیست؟

اگر جریانی از یک سیم عبور کند در اطراف آن میدان مغناطیسی درست می شود.اعصاب بدن انسان نیز چنین وضعیتی دارند.عبور جریان الکتریکی از آن ها میدان مغناطیسی در اطراف مغز ایجاد می کند.این میدان یک فرکانس یا تواتر دارد.از طرفی می دانید که هر موسیقی نیز دارای یک هارمونی یا فرکانس است.اگر شخصی به موسیقی گوش کند که فرکانس آن موسیقی و فرکانس میدان مغناطیسی مغزش نزدیک به هم باشد آن موسیقی اثری بر مغز دارد که به آن خارش مغزی Brain Itchesمی گویند.

خارش مغزی به این معناست که پس از شنیدن برخی موسیقی ها،ریتم  و شعر آن مرتبا در ذهن تکرار می شود.این تکرار،ذهن را به خود مشغول می کند.معمولا تلاش برای حذف این ریتم از مغز بی نتیجه است به طوری که شعر و موسیقی تا ساعت ها در ذهن تکرار   می شوند.این آهنگ ها که اغلب به «کرم گوش»معروف اند دارای مضمونی شاد و ترجیع بندی تکرار شونده و حالتی میان گرا وعصبی دارند.

موسیقی دان های بزرگ هم از«کرم گوش»رنج می بردند.برای مثال موتزارت به دلیل حساسیت بالای خود در شنیدن موسیقی،مرتبا گرفتار خارش مغزی بود.

اثر خارش مغزی بر انسان

پژوهش ها نشان می دهد که بهره هوشی کودکان دائما در حال رشد است؛خارش مغزی ، رشد بهره هوشی کودکان زیر 5 سال را کند می کند و تاثیر مخرب این موسیقی گاهی تا ساعت ها روی مغز کودکان باقی می ماند.در بزرگسالان علاوه بر مشغولیت ذهنی موجب کاهش تمرکز فرد می شود که معمولا تا ساعت ها پس از آن ادامه می یابد.

امروزه بسیاری از شرکت های تبلیغاتی از موسیقی هایی استفاده می کنند که خارش مغزی ایجاد کند تا ذهن مخاطب را تا دقایقی مشغول خود سازد.بی سبب نیست که پزشکان دیدن و شنیدن  زیاد تبلیغات تلویزیونی را برای کودکان و نوجوانان توصیه نمی کنند.

پروفسور کلاریسمی گوید : “خارش ذهنی استعاره ای است برای توضیح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هیستامینها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن تولید می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند.”

به گفته وی تنها راه خاراندن این خارش ذهنی این است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنیم

تحقیقات تازه در آمریکا نشان داده که دلیل در خاطر ماندن برخی آهنگها و ترانه ها این است که باعث “خارش” مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود.

دکتر آرنولد فریدمانی (پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلینیک سردرد) او با کمک دستگاهای الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که طی مراجعه هزاران بیمار به دست آورده است ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردرد های عصبی، گوش دادن به موسیقی است مخصوصا برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند.
دکتر رابرت (متخصص روانشناسی کودک در انگلیس) اطفال در رحم مادر تحت تاثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می شود. این حالت از شش ماهگی به بعد است.
دکتر اوریزن اسموت مارون: هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است هنرمندان اغلب به علت سکته قلبی در گذشته اند. از این بیان معلوم می شود هیجان حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است.

دکتر ولف ادلر پرفسور دانشگاه کلمبیا میگوید: بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی شوم ترین اثار را روی اعصاب انسان باقی میگذارد، اصولا شنیدن موسیقی و کنسرت در اعصاب یک نوع اثر تخدیری ایجاد میکند. گاهی آنچنان شدید است که شنونده را مانند افراد بهت زده میسازد (حتما تجربه کردید) و لذت فوق العاده ای که افراد از آن میبرند از همین اثر تخدیری است. واضح است که اینگونه تخدیر ها زیان های فراوانی دارند آمار جنایت هایی که نمودار این حقیقت است بسیار است.

همچنان بعضی دانشمندان گفته اند موسیقی مخصوصا آهنگ های تند باعث تحریکاتی در سمپاتیک و پاراسمپاتیک میشود که این موضوع باعث به هم خوردن تعادل اعصاب میشود و همین موضوع باعث ضعف اعصاب و خیلی از بیماری های دیگر مانند اختلال حواس، پریشانی، جنون، مشکل شنوایی، نا بینایی و…. میشود.

بنابراین موسیقى مخصوصاً موسیقی‌هاى هیجان آور باعث بروز مفاسدى در افراد و جامعه می‌شود که قابل‌چشم‌پوشى نیست و زمینه‌ساز مفاسدی از قبیل فسادهاى اخلاقی، بزهکاری، لاابالی‌گری، شهوت رانی‌های‌مضرّ مانند استمنا، زنا و حتی همجنس بازى می‌شود. لذا اگر مختصر نفعى داشته باشد، باید به خاطر مضارّ عمده‌اش از آن‌چشم پوشى کرد.

از ضررهای دیگر موسیقی میتوان به اعتیاد به موسیقی اشاره کرد یکى از آثار سوء موسیقى این است که نوازنده یا شنونده را معتاد می‌کند و این اعتیاد‌عواقب بدى به دنبال دارد؛ همچنان سر و صداى زیادی که تولید میشود براى دستگاه شنوایى زیان آور است؛ تأثیر سر و صداى زیاد برروح و روان انسان نیز یکى از آثار بد موسیقى قلمداد می‌شود، از ضررهای جسمیموسیقی اینست که سر و صدای زیاد حساسیت را نسبت به حمله ویروس‌ها زیاد می‌کند وناراحتی‌های کلیوی، زخم معده و‌فساد دندان‌ها از آثار بد سر و صدا محسوب می‌شود. تنها این موارد نیست بلکه از دیگر ضررهای جسمی موسیقی میتوان به ضرر رسانیدن به معده اشاره کرد. براساس آزمایش‌هایى که پرفسور «‌لودویگ دوملینگ» درباره موسیقی‌هاى شب‌کوتاه، موزارت، سمفونی، سرنوشت بتهون، موزیک بیت، آوازهاى پاپ یعنى موزیک مدرن نسل جوان انجام‌داده و آزمایشهای مکررّ انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشى معده و اسید کلریدریک در کسانى که به موزیک‌پاپ گوش کرده بودند، بیش از سائرین تقلیل و کاهش یافته بود. همچنان موسیقی باعث کوتاهی عمر میشود زیرا در بررسی‌هایى که محققّان کرده‌اند، از بین ۴۶ نفر موسیقی‌دان و نوازندگان‌ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانى و غیره، متوسط عمر آنان ۴۷ سال بوده است.

درمان افسردگی بادکوراسیون درمانی

Image result for ‫دکوراسیون درمانی‬‎

آیا می توان دکوراسیون درمانی کرد؟ آیا واقعا چنین چیزی امکان پذیر است؟ پاسخ متخصصان به این پرسش مثبت است. اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چگونه می توان با استفاده از طراحی داخلی یک مکان، حال روحی خود را بهبود بخشید؟ متخصصان عناصری مانند نور و رنگ را به عنوان یک روش ارگانیک برای از بین بردن انرژی های منفی خانه و ایجاد مکانی آرامش بخش و مسالمت آمیز بیان می کنند.

برای این که بتوانید با دکوراسیون درمانی بیشتر آشنا شده و زندگی خود را بهبود ببخشید، با پویانو همراه باشید. ما در این مطلب به پرسش های شما در این زمینه پاسخ خواهیم داد:

  • برای دکوراسیونی ساده و آرامش بخش خود را از اضافات رها کنید

برای افرادی که زندگی پر سرعت کاری خود را با فرار کردن به پناهگاه خصوصی خود به تعادل رسانده و درمان می کنند، لازم است که محیط زندگی آن ها فضایی راحت، آرامش بخش و صلح آمیز داشته باشد. این ویژگی ها، خصوصیات یک زندگی ساده و آرام به شمار می روند. اولین اقدامی که برای رسیدن به چنین فضایی باید انجام دهید این است که اضافات را دور ریخته و خود را از هر آن چه که به آن نیاز ندارید رها کنید.

لوازم اضافه ای که در یک خانه وجود دارند و روی هم انباشته می‌شوند، درست مانند اضافه وزن برای جسم انسان به شمار می‌روند که باید از آن ها رها شویم. اضافات موجود در خانه مانع از نفس کشیدن محیط زندگی ما خواهند شد  و همین موضوع مانع از چرخش انرژی مثبت در خانه شده و انرژی های منفی را در یک نقطه جمع کرده و فضایی آزار دهنده را ایجاد خواهد کرد.

  • رنگ های آبی و سبز مانع از دلگیر شدن فضا می شوند

به رنگ های موجود در خانه خود نگاه کنید؛ آیا مد این رنگ ها گذشته و یا خسته کننده شده اند؟ استفاده از رنگ های خلاقانه در محیط زندگی، روشی بسیار تاثیر گذار و هم چنین اقتصادی برای تازه شدن ذهن انسان به شمار می رود. فراموش نکنید که رنگ موجود بر روی دیوار ها باید به شما حس خوشایندی را القا کنند. هم چنین رنگ هایی که بر روی دیوارها به کار برده می شوند می توانند تاثیر نور خورشید را در محیط داخلی خانه افزایش دهند.

برای این منظور می‌توانید برای دیوار های خانه رنگ هایی مانند آبی روشن و یا سبز را انتخاب کرده و فضایی آرام بخش و لطیف ایجاد کنید. رنگ هایی مانند سبز، بنفش روشن و آبی از جمله رنگ هایی هستند که باعث می شوند فضا از آن چه که هست بزرگ تر دیده شده و مانع از دلگیر شدن مکان می شوند. رنگ آبی ، اعصاب را آرام کرده و فضایی راحت ایجاد می کند. رنگ بنفش روشن نیز فعالیت های ذهنی مغز کنترل کرده و استعداد های هنری را پرورش می دهد. اما در استفاده از این رنگ بسیار مراقب باشید، زیرا طیف های تیره رنگ بنفش باعث ایجاد حس غم و احساس افسردگی در انسان می شوند.

  • از ویژگی زندگی ‌بخش گیاهان در دکوراسیون درمانی استفاده کنید

زمانی که می خواهید محیط زندگی خود را طراحی کنید به هیچ عنوان گیاهان فراموش نکنید. گیاهان طبیعت را وارد خانه کرده و به محیط خانه شما انرژی و حس زندگی می بخشند.  گیاهان می توانند افکار شما را آرام کرده و حال روحیتان را بهبود ببخشند.

به همین دلیل اگر می خواهید حال روحی بهتری داشته باشید باید در محیط زندگی خود فضایی ایجاد کنید که به جای احساس پاییز و زمستان، حسی از بهار و تابستان  را در شما زنده کند. برای این منظور در مقابل پنجره ها از گیاهان سبز زنده ای مانند کروتون استفاده کنید. برگ این نوع گیاهان تا زمانی که نور مستقیم خورشید بر روی آن ها بتابد رنگ ‌های زیبا و جذابی پیدا می‌کند.

وهمچنین از لحاظ علم روانشناسی مشاهده مناظر طبیعی می تواند تاثیرات مثبت و بی نظیری روی روح و روانتان بگذارد پژوهشگران عنوان کرده‌اند که خیره شدن به یک منظره طبیعی چه عکس و چه یک منظره واقعی به مدت حداقل 40 ثانیه می‌تواند قدرت مغز را افزایش دهد. گفتنی است، پزشکان به افرادی که در اثر فشارهای کاری و یا حجم زیاد از حد کار دچار افت تمرکز و کاهش توان ذهنی شده‌اند توصیه می‌کنند به مدت 40 ثانیه به یک منظره طبیعی نگاه کنند. بررسی ها نشان می دهند، بر اساس تحقیقات پژوهشگران دانشگاه ملبورن استرالیا که بر روی 150 دانش‌آموز صورت گرفته، نگاه کردن به مناظر طبیعی سبب افزایش بازده و راندمان مغزی آنها در به خاطر سپردن کارها و انجام محاسبات ریاضی بهتر شده است. نتایج این تحقیق در مجله روانشناسی محیطی به چاپ رسیده است. بر همین اساس پزشکان توصیه می‌کنند افراد حتما در محیط کار خود و یا محل زندگی از عناصر طبیعی مانند گلدان، درخت و یا تابلوی  از طبیعت  برای افزایش سلامتی روحی و جسمی بهره گیرند.

 

ادامه  دارد....

 

امیدوارم  از  این  مطالب درحیطه  دکوراسیون  درمانی  استفاده  وبهره علمی  برده  باشید وبرای  اطلاعات  بیشتر  درحیطه  دکوراسیون  درمانی می  توانید شنبه ها به  این  سایت مراجعه  کنیدو مطالبی  را در  این حیطه  دکوراسیون  درمانی مطالعه بفرماید.

 

درمان افسردگی باتغذیه مناسب

 Image result for ‫تغذیه درمانی‬‎

یکی از مسائلی که این روز ها سلامت بسیاری از افراد را از لحاظ روحی تحت تاثیر قرار داده است ، مسئله ی افسردگی می باشد ، می توان گفت که بسیاری از افراد در مدت زمانی از زندگی خود اختلال افسردگی را در سطوح مختلف تجربه کرده اند.

 زمانی که احساس افسردگی، غم و خستگی میکنید، بیشتر به خوردن غذاهای مضر و شیرینی جات تمایل پیدا می کنید. برخی حتی ممکن است به مصرف مواد اعتیاد آور روی آورند تا با خوردن آنها بتوانند برای مدت کوتاهی حال خود را بهبود بخشند. مسلما خوردن این غذاها جز ضرر و زیان منفعت دیگری برای بدن نخواهند داشت. این درحالی است که شما میتوانید با خوردن غذاها و خوراکی های مفید، به بهبود سلامت روحی یا روانی خود کمک کنید. همچنین با استفاده از خدمات مشاوره افسردگی مرکز آرامش  روان  مشهد مامی توانید به جای مصرف داروهای ضد افسردگی با عوارض جانبی فراوان، از دیگر روش های درمان افسردگی بهره بگیرید.
واینکه بروز افسردگی در افراد مختلف، متفاوت است و هر فردی با هر سنی و در هر موقعیتی می تواند دچار افسردگی شود. تقریباً از هر 4 نفر، یک نفر در زندگی خود دچار افسردگی یا سایر اختلالات روحی شده است.آمار نشان می دهد زنان کمی بیشتر از مردان مستعد ابتلا به افسردگی هستند. شیوه زندگی ، رفتار فرد و نوع ارتباط با دیگران در بروز افسردگی موثر هستند.
افسردگی ممکن است در اثر برخی از وقایع ناگوار رخ می دهد . مثل فوت یکی از عزیزان، وجود یک بیماری خطرناک در یکی از افراد خانواده، طلاق، ورشکستگی یا سایر مشکلات مالی.
عواملی که باعث ایجاد افسردگی می شوند شامل : کمبود مواد مغذی یا دریافت بیش از حد آنها، داروها، الکل، کافئین (قهوه ) ، نیکوتین ( سیگار )، قند خون پایین، عدم تعادل هورمونی بدن، آلرژی، مسمومیت با فلزات سنگین و سایر مسمومیت ها.
بعضی افراد دچار افسردگی فصلی می شوند ، مثلاً در فصل زمستان بیشتر دچار افسردگی می شوند، زیرا روزهای این فصل کوتاه و بیشتر ابری و شب های آن طولانی است.
وهمچنین کمبود برخی مواد مغذی در بدن مانند روی، آهن، منیزیم و ویتامین ها باعث بروز علائم افسردگی می شود. در ادامه به برخی از تاثیرات آن ها اشاره می کنیم:
عوارض کاهش روی: کاهش اشتها، ایجاد احساس خستگی و افسردگی
عوارض کمبود ویتامین c: ایجاد خستگی، افزایش افسردگی و رفتارهای عصبی
عوارض کاهش ویتامین B12: بروز جنون، هذیان گویی و آسیب های روحی یا روانی
عوارض کمبود ویتامین B1: بداخلاقی، کاهش قدرت تمرکز و حافظه، اضطراب و افسردگی
عوارض کاهش ویتامین B6: بروز جنون و افسردگی
عوارض کاهش ویتامین B3: بروز اضطراب و آشفتگی های روانی
عوارض کمبود ویتامین B5: ایجاد جنون، افسردگی، بیخوابی و خستگی شدید
عوارض کمبود اسید فولیک: گیجی، پریشانی، اختلالات هیجانی و افسردگی

 به علائم افسردگی و اثر کمبود برخی از ویتامینها در بروز افسردگی اشاره کردیم. در این قسمت به بیان اثر برخی داروها و مواد غذایی دربروز افسردگی وهمچنین توصیه هایی برای بهبود آن می پردازیم.
بعضی داروها نیز باعث بروز افسردگی می شوند مثل آنتی بیوتیک ها، باربیتورات، آمفتامین، کورتیکوستروئیدها ، مصرف طولانی مدت استروئیدها، داروهای مسکن، ضد التهاب مفاصل، ضد دیسک، ضد تشنج، فشار خون بالا، قلبی، آریتمی (نامنظمی ضربان قلب)، ضد بارداری، ضد پارکینسون، داروهای روان درمان و داروهایی که برای درمان افراد الکلی استفاده می شود.
اگرچه افراد سیگاری ادعا می کنند برای تمدد و آرامش اعصاب سیگار می کشند، ولی در حقیقت با این کار بیشتر به اعصاب خود آسیب می رسانند، زیرا نیکوتین موجود در سیگار با مقادیر بالای مونواکسید کربن در خون ترکیب می شود و اثرات مخرب و مضری بر روی عملکرد مغز و اعصاب به جای می گذارد.
درواقع با پیشرفت علم، ارتباط بین سلامت ذهنی و روحی با نوع غذا و نوشیدنی اثبات شده است. ولی با این همه برای درمان مشکلات روانی، بیشتر از داروهای روان درمان استفاده می شود. در حالیکه بجای دارو، می توان از جایگزین های آن مثل غذا که هم در دسترس و هم مناسب تر است ، استفاده کرد.

ادامه  دارد.......

امیدوارم از  این  مطالب  درحیطه  تغذیه  درمانی  استفاده  وبهره  علمی  برده  باشید وبرای  اطلاعات  بیشتر  درحیطه  تغذیه  درمانی  می  توانید یکشنبه ها  به  سایت  ما  مراجعه  کنیدومطالب جدیدتری رامطالعه  کنید

درمان افسردگی  با ورزش

آیا می  دانستیدورزش کردن اثراتی مانند داروهای ضد افسردگی دارد ؟

درواقع ورزش باعث می‌شود تا مواد شیمیایی نشاط‌آور و انرژی‌بخشی چون سروتنین و اندورفین در مغز آزاد شوند و سلول‌های مغزی رشد کنند؛ کاری که داروها به‌طور مصنوعی انجام می‌دهند، به شکل طبیعی در مغز انجام می‌شود.
محققان معتقدند ورزش کردن می تواند استرس و عصبانیت را کاهش داده و احساس سلامت فیزیکی را بهبود بخشد.به همین دلیل پزشکان ادعا کرده اند که فعالیت های بدنی و ورزش کردن باید بیش از گذشته برای مبارزه با افسردگی و ناامیدی مورد توجه قرار گیرد.
وهمچنین ورزش درمانی می تواند به جای درمان های دارویی در بیماری افسردگی مورد استفاده قرار گرفته و یا در کنار داروها برای کمک به بیماران افسرده مورد توجه قرار گیرد.
به این ترتیب بیمارانی که به دلیل هزینه های بالا نمی توانند درمان های دارویی دریافت کنند و یا به این داروها دسترسی ندارند ، با کمک ورزش کردن می توانند به درمان خود کمک شایانی کنند.
درواقع روان شناسی حیطه گسترده‌ای  دارد که از آن به عنوان روانشناسی موفقیت نیز یاد می‌شود و امروزه شاخه‌های زیادی زیر مجموعه آنهست  ازجمله روانشناسی ورزشی درواقع همه ورزشكاران قابلیت خودمشاوره ای ندارند
واینکه  یك ورزشكار برای رسیدن به نتیجه مطلوب در مسابقات در كنار فیزیك مناسب و سلامت بدنی به سلامت روانی و آرامش نیاز دارد كه این راهبرد مهم از طریق روانشناسی ورزشی محقق می شود
درواقع مهم‌ترین نقش یک روانشناس ورزشی کمک کردن به ورزشکاران برای درک بهتر شرایط اضطراب‌آور و آموختن استراتژی‌هایی برای مقابله با آن‌هاست.
در دنیای امروز باید دارای مهارت های جدید روانشناسی باشیم که رواشناسی ورزش، یکی از مهارت های لازم در دنیای ورزش است و ورزشکاران برای رسیدن به تفکر علمی و رشد سرمایه های توانایی جسمی نیاز به آشنایی به مباحث روان شناختی دارند . ورزش یکی از ابزارهای رشد و فعالیت سلولهای مغزی است و باعث فعالیت ذهن می باشد.متاسفانه علم ورزش مطالعه نمی شودو ورزشکاران به عنوان یک فراگیر نیاز به این علم (روانشناسی ورزش ) دارد
زهرا علی آبادی فراهانی مسئول کمیته روان شناسی و ورزش هیات پزشکی ورزشی درخصوص اهمیت روان شناسی ورزشی و کاربرد آن گفت: شناختی برای افزایش عملکرد می‌پردازد. از مهارت‌های روانشناختی که آموزش داده می‌شود می‌توان به تصویرسازی ذهنی ، مدیریت انرژی ، نظم بخشیدن به هدف‌ها، گفتگو با خود اشاره کرد
تصویرسازی ذهنی که یک  ابزار بسیار مفید برای  کلیه  ورزشکاران  است درواقع  اهرمی  کارآمد برای  قهرمانی برای  درک  بهتراین  موضوع یک  لجظه  چشمانتان را  ببندیدبه یک گوجه‌سبز ترشِ نمکی فکر کنید که در حال خوردن آن هستید، دهانتان آب می افتد شما با این کار،تصویرسازی ذهنی انجام دادید.شاید برایتان جالب باشد که بدانید مغز این تصویر را مثل تصویر واقعی تلقی می‌کند و با تحریک اعصاب پاراسمپاتیک که مربوط به قسمت دهانی گوارش است، بزاق دهان تولید می‌شودبرای انجام هر کاری در درجه اول، باید بر آن غلبه ذهنی کنید که این کار به کمک باور داشتن به خود اتفاق میفتد

سرگرد جیمز نسمت یکی از ورزشکارانی است که از تصویرسازی ذهنی برای رسیدن به موفقیت در رشته ورزشی‌اش استفاده کرد، او یک بازیکن متوسط بود و تصویر ایده آلش پیشرفت در بازی گلف بود؛ سرگرد نسمت به دلیل اسارت در ویتنام، به مدت هفت سال از زمین گلف دور بود و تمام زندگی‌اش در زندان می‌گذشت او در چند ماه نخست اسارت، فقط در حال دعا برای آزادی‌اش بود و بعد به این نتیجه رسید که اگر همین‌طور ادامه دهد دیوانه خواهد شد و به همین خاطر تنها راهی که پیش روی او بود زندگی کردن با تصویرسازی ذهنی بود
وی با بیان اینکه سرگرد نسمت پس از هفت سال به رویایش که پیشرفت در گلف بود رسید و رکورد شگفت‌انگیزی کسب کرد گفت: او همه‌چیز را با جزئیات کامل به تصویر می‌کشید و هرروز یک بازی کامل 18 مرحله‌ای را در تخیل خود انجام می‌داد او گرفتن چوب گلف را در میان مشت‌هایش احساس می‌کرد و با این تصورات خود را آموزش می‌داد.


عضو کمیته روانشناسی هیئت پزشکی ورزشی استان گفت: تصویرسازی کاری به هوش افراد ندارد؛ تمام افراد بشر باهوش نیستند ولی همگی خلاق هستند و قدرت تخیل دارند و کافیست از قدرت تخیل و خلاقیت خود برای تصور کردن به شکلی هدفمند استفاده کنید.باقری ادامه داد: در صورتی که از تصویر پردازی به عنوان وسیله‌ای برای تمرین استفاده شود، به آن تمرین ذهنی گفته می‌شود و در تمرین ذهنی اجرای یک مهارت حرکتی بدون تمرین بدنی در ذهن تصور می‌شود و ورزشکارانی که از این روش در کنار تمرینات فیزیکی استفاده می‌کنند رکورد‌های به‌مراتب بالاتری را ثبت می‌کنند.
 وی یاداور شد: درباره تصویر ذهنی نظریه‌های مختلفی وجود دارد؛ یکی از نظریه ها نظریه روانی عصبی-عضلانی است که الگوی فعالیت  در هنگام تصور  همانند اجرای واقعی است. فرمان‌ها و تکانه‌های عصبی ناشی از تصور حرکت، مشابه با تکانه‌های حرکت واقعی، اما با فرکانس‌های پایین‌تر و با شدت کمتر است که منجر به حرکت آشکار نمی‌شود. یعنی راه عصبی یکی است، اما نیرو برای ایجاد حرکت کافی نیست. بنا براین فرصت تمرین الگو حرکتی را می‌یابد بی آنکه عضله واقعا در گیر حرکت شود


درواقع این باور که تصویرسازی ذهنی می‌تواند حتی به شفای بیماری‌ها کمک کند، باوری بسیار قدیمی است. تصویرسازی تقریباً در همه فرهنگ‌های دنیا به عنوان یک ابزار درمانی مورد توجه بوده و در بسیاری از مذاهب نیز مطرح شده است. مثلاً سرخپوستان ناوایو دارای شکل مفصلی از تصویرسازی هستند که فرد را ترغیب می‌کند خود را سالم «ببیند». برخی می‌گویند که قدمت این تکنیک‌ها به بابلی‌ها، یونانی‌ها و رومی‌های باستان می‌رسد. مصریان و یونانی‌های باستان، و نیز ارسطو و بقراط پدر پزشکی نوین، بر این باور بودند که تصویرهای ذهنی در مغز ارواحی را آزاد می‌کنند که قلب و بخش‌های دیگر بدن را برمی‌انگیزند. آن‌ها همچنین باور داشتند که یک تصویر ذهنی قوی از بیماری برای ایجاد نشانه‌های آن کافی است. تصویرسازی ذهنی قرن‌ها به عنوان یک درمان طبی مورد استفاده قرار می‌گرفته است
 تصویر سازی یکی از مهمترین ابزارها برای آماده سازی ذهن است. از این مهارت جهت بهبود اعتماد به نفس، بهتر کردن مهارتهای ورزشی، تمرکز و بازیافت تمرکز می توان بهره برد

 

ادامه دارد.....

 

امیدوارم  ازاین  مطالب درحیطه  ورزش درمانی استفاده  وبهره  علمی  برده  باشید .وبرای  اطلاعات  بیشتر دراین حیطه ورزش  درمانی روزهای  دوشنبه  به  سایت  ما  مراجعه  کنید ومطالب  جدیدتر ی را  مطالعه  بفرماید.

اشتباهاتی که برخی افراد در دوران جوانی انجام می دهند

جوانی یکی از مهم ترين مرحله های زندگی ماست. نشاط و شادی، توان، انرژی و زيبايي، بسياري از جزئیات داستان های ما را رقم ميزنند ، به همین علت جوانان می باید این مرحله را به صورت موثر و متفاوت تری پر کنند.

خوشبختانه جوانی دوره ای است که میتوان اشتباهات قبل را جبران کرد، ولی بعضی انتخاب ها هستند که احتمالا نتوان براحتی از پس جبران آن برآمد.

 

آن ها باید جوانی را سنگ بنای پیشرفت های خود در آينده قرار دهند و از انجام کارهای عجولانه و بدون توجه و بررسی پرهیز نمایند تا در زمان میان سالی و سالمندی پشیمان نشوند.

 

اشتباهاتی برخی افراد در دوران جوانی انجام می دهند

 

ورزش نکردن مرتب 

هر چه قدر در جوانی صبح ها بیش تر و منظم تر ورزش کنید، سلامتی و توان بیشتری در موقع سالمندی خواهید داشت، و رنج ها و عارضه های ناشی از بیماریها در شما کاهش می یابد.

 

بیش از حد حرص آينده را خوردن

پیش بینی این که در آينده شما چه خواهید شد یا چه مسیری را انتخاب خواهید کرد ساده نیست بدین ترتیب نگران ۵ سال ديگر خود نباشید و تلاش کنید روی هدف های کوتاه مدت خود تمرکز کنید.

 

بهتر است بجاي نگرانی در مورد آينده، تمرکز خود را بر حال بگذارید. من در دهه ۲۰ زندگی خود فکر می کردم که باید هر چه سریعتر به تمام اهداف زندگی ام برسم و تنشی که این نحوه فکر به من منتقل میکرد ، در تمام کارها نتيجه ای برعکس می داد. پس عجول نباشید و با ارامش قدم هایتان را بردارید.

 

یکی از درس هایی که سنین جوانی به آدم ميدهد این است که آن لحظه ی جادویی که مدام انتظار داشتید فرا برسد تا حس کنید که به یک فرد بالغ و کامل تبدیل شده اید، هیچ وقت فرا نخواهد رسید. 

 

مگر اینکه شب کریسمس امسال ماجرایی مانند مرحوم اسکروج براي تان اتفاق افتاده باشد، در غیر این صورت اندیشه کردن به ۵ سال آينده اصلاً فایده ای ندارد. آينده مدام در حال تغيير است و هیچ وقت آن چیزی نمی شود که ما انتظارش را داشتیم. بدین ترتیب بهترین کاری که ميشود در قبال آن کرد این است که از فکر کردن بیش از حد به آن جلوگیری کنیم.

  

می‎خواهید براي سال های خيلي دور برنامه ريزي کنید؟ بیخیال ! هر چه قدر بیش تر در آينده غرق شوید بیش تر همین زمان حال که در آن زندگی می‎کنید را از دست می‎دهید.

 

هر آدم سالم دیگری هم براي خود و خانواده اش اهدافی را دنبال می‎کند ولی درصورتی که این هدفمندی منجر به وارد کردن استرس بخود شود، از سم سیانور هم مهلک تر است. با زمان پیش بروید و زندگی تان را زهرمار نکنید. 

 

حرام کردن تفریح به خودتان

اگر چه پول خوشی می آورد ولی براي موفقیت کافی نیست. اگر تمام عمر خود را بجاي ارزو و علاقمندی هایتان به دنبال پول باشید، در آينده ای نه چندان دور پشیمانی به سراغ تان مي‌ايد .

 

نکته پایان این‎که افرادی که ۳۰ سالگی موفقی را پشت سر می گذرانند خوشگذرانی را تعطیل نمی‎کنند. اینکه چون ۲۰ سالگی تمام شده علت نمی شود که یک فرد بخواهد ادامه ی عمرش را مانند راهبان بودایی زندگی کند. مایکل دوریان باخ نوشته که بیش تر عمرش در ۳۰ سالگی براي پول درآوردن گذشت و هر چه بیش تر پول در می آورد غمگین تر بود.

  

کاربر دیگری به اسم جف میلر در Quora نوشته که بهترین لحظات ۳۰ سالگی اش خارج شدن با همسرش و بازي کردن با بچه‎هایش بوده. چیزی که از تمام موضوع استنباط ميشود این است که اغلب کاربران با نگاه به گذشته خود، معتقدند کار کردن و پول دراوردن بدون لذت بردن از زندگی مفت نمی ارزد.

 

به سایرین اجازه می دهید تا براي شما تصمیم بگیرند 

زمانی که در دوراهی قرار می گیرید و قدرت تصمیم گیری ندارید، به سایرین اجازه می دهید تا راه شما را انتخاب کنند ولی این را بدانید که شما بیش از هر فرد دیگری به صلاح زندگی خود آگاهید پس براي مسیر زندگی تان خود تصمیم بگیرید.

 

تحصیلات و استعداد براي موفقیت کافی است

اگر چه استعداد ذاتی، توانایی بالا و فارغ التحصیل شدن از معتبر ترین دانشگاههای دنیا خوب است ولی براي موفقیت کافی نیست و شغل آينده شما را ضمانت نمی کند.« من دهه بیست زندگی ام را در محیط های کاری زيادي گذراندم و به این نتيجه رسیدم که پشتکار و اراده، ثبات قدم، تلاش و انرژی فراوان شغل من را تعریف ميکنند . و موفقیت بدون این ها مقدور نیست.» پس باتوجه به علاقه خود جلو بروید و تخصص های لازم براي شغل آينده تان را کسب کنید.

 

به فکر پس‌انداز پول نیستید

تحقیقی نشان داده 69% افرادی که در سن 18 تا 29 سالگی به سر می برند، تا کنون هیچ پس اندازی براي زمان بازنشستگی خود نداشته اند. احتمالا زمان بازنشستگی به نظرتان دور آید ولی درصورتی که به اهمیت پس‌انداز در این زمان پی نبرید، ضررهای زيادي در آينده بخود خواهید رساند. پس تلاش کنید آينده نگر باشید و مدام به فکر پس‌انداز پول براي آينده باشید.

 

فکر ميکنید که استعداد براي رسيدن به موفقیت کافی است

یکی ديگر از اشتباهاتی که جوان تر ها مرتکب میشوند این است که استعداد بالفطره یا IQ بالا را براي رسيدن به موفقیت، کافی ميدانند . اگر چه این دو عامل براي رسيدن به موفقیت لازم است، ولی کافی نیست. آیا این جمله مشهور را شنیده اید:« چنانچه شخصی استعداد نداشته باشد، ولی سخت کوش باشد، حتماً موفق خواهد شد، ولی یک فرد با استعدادی که سخت کوش نیست، شانسی براي رسيدن به موفقیت ندارد.»

 

اشخاص با استعداد زيادي را می بینیم که زندگی خوبی ندارند، زیرا فکر ميکنند که براي رسيدن به موفقیت تنها استعداد یا هوش بالا کافی ست، در حالی که نمی دانند براي رسيدن به موفقیت باید عوامل دیگری را هم، چون سخت کوشی یا هدفمند بودن، در نظر بگیرند.

 

سلامت خود را نادیده می گیرید

هر چه سن شما بالاتر میرود ، بیش تر به این نتيجه می رسید که زمان نوجوانی و جوانی اصلاً باز نمی گردند و شما انرژی قبلی را در اصلاً دوره دیگری از زندگی پیدا نخواهید کرد. مثلا در سن 28 سالگی بیرون ماندن از منزل تا نیمه های شب و خوشگذرانی با دوست های زیرا قبل برایتان لذتبخش نخواهد بود یا می فهمید که عاداتی مثل سیگار کشیدن یا رژیم غذایی ناسالم چه قدر به تندرستی بدنتان اسیب می رساند. بدین ترتیب در این زمان نه تنها به سلامت فیزیکی بلکه به سلامت روحی خود هم باید توجه کامل داشته باشید.

 

خوشبختی را در پول می بینید

یکی از اشتباهاتی که جوانان مرتکب میشوند این است که خوشبختی را در پول می بییند. آنها ایمان دارند که پول تمام مشکلات آنها را حل خواهد کرد. ولی واقعیت این است که پول تنها قسمتی از مشکلات زندگی ما را حل ميکند . مشکلات زندگی ما به مشکلات مالی ختم نمی شود، از این رو پول حلال تمام مشکلات نیست. چنانچه این طوربود که تمامی میلیاردرهای دنیا باید غرق در خوشبختی بودند که اینگونه نیست. به عنوان مثال دمی لواتو به علت اوردوز ماه ها در بیمارستان بود. احتمالا فکر کنید که یک فرد با وجود اینهمه آوازه، ثروت و محبوبیت ديگر چه می خواهد؟ ولی همین ها نشانه ای ست که دریابیم پول خوشبختی نمی آورد.

 

کارهای سخت را رها می کنید

شاید به پایان رساندن یک روابط عاطفی یا اخراج شدن از کار برایتان دشوار باشد ولی بجاي فرار از آن ها یا پیدا کردن کارهایی ساده تر، باید از شکست خود درس بگیرید و از آن بعنوان فرصتی براي رشد و ترقی خود استفاده کنید

 

خيلي زود براي روابط عاطفی تان تصمیم می گیرید

بعضی از اشتباهاتی که ما در زمان جوانی انجام می دهیم، میتواند کل زندگی مان را تحت‌تأثیر قرار دهد. یکی از این اشتباهات شایع انتخاب شخصی نامناسب بعنوان شریک زندگی مان است. با توجه به اینکه ما در این دوران تجربه کافی نداریم، امکان دارد که از روی احساسات تصمیمی بگیریم که به قيمت همه  زندگی مان تمام شود. نه تنها ازدواج کردن، بلکه زود بچه دار شدن هم میتواند تبعات بدی داشته باشد.

 

چنانچه شما هنوز خودتان به جایی که می خواستید نرسید، یا اگر هنوز فکر می کنید که باید زمان بیشتری را به خودشناسی و بهبود شخصیت تان اختصاص دهید، بدانید که براي بچه دار شدن زود است. به دنیا آوردن یک آدم ديگر به این دنیا باید با برنامه ريزي دقیق صورت گیرد، نه از روی احساسات محض. بنابرایم باید در زمان جوانی تصمیمات مهم زندگی مان را با احتیاط بیشتری بگیریم.

 

نصیحت ناپذیر بودن و لجاجت در مواجهه با نصایح

ممکن است گاهی در جوانی لجاجت های بدون منطقی داشته باشیم. هنگامی که زمان بگذرد از اینکه به نصیحت والدینتان توجه نکردید پشیمان خواهید شد، چون خواهید فهمید درست ترین کاری که باید انجام می دادید، همانی بود که پدر و مادرتان به شما می گفتند ولی دم گرم آن ها بر آهن سرد شما اثر نمی کرد.

 

زمان شان را تلف می‌ کنند

جوان ها فکر ميکنند که زمان زيادي را براي زندگی کردن دارند، به همین علت بیهوده آن را از دست می‌دهند . چه قدر شما وقت تان را پای بازي های کامپیوتری هدر داده اید؟ چه قدر بیهوده در در برابر تلويزيون نشسته اید؟ زمان جوانی دورانی ست که ما انرژی لازم را براي انجام کار های گوناگون داریم، چنانچه آن را بیهوده تلف کنیم، یک روز میرسد که دیر شده و جز افسوس هیچ چیزی در دست نداریم؛ بدین ترتیب بهتر است که در این دوره, زمان مان را صرف چیز های با ارزش تر که به رشد ما هم کمک ميکند ، کنیم.

 

درس نخواندن، کتاب نخواندن و نیاموختن 

سرگرمی و استعدادهایت هر چه می خواهد باشد. درس خواندن نقطه کلیدی و مهمی در زندگی است. نباید از کنار آن بی تفاوت عبور کنی و آن را نادیده بگیری. چنانچه به علم آموزی و درس خواندن اهمیت ندهی در زندگی خود با سختی های مختلفی روبرو خواهی شد. و از روزهایی که بیهوده گذراندی پشیمان خواهی شد.

 

سعی دارید تمام اطرافیان را خوشحال کنید

زمانی که براي بار اول در گروهی حضور می یابید، مثلا در شرکتی استخدام می شوید، طبيعي است که براي به دست آوردن دل دیگران مثل رییس، همکاران و غیره سعی کنید و علارغم اینکه ميدانيد بعضی از آن ها با شما میانه خوبی ندارد، به راهتان ادامه می دهید ولی این را بدانید که با این شیوه بزودی پشیمانی به سراغ تان مي‌ايد و روزی میرسد که ارزو می کردید ای کاش از همان روزهای نخست براي خشنودي دیگران سعی نمی کردید.

 

غرق شدن افراطی در کار

موفقیت در کار و انجام مسئولانه وظیفه ها بسیار ضروری است؛ ولی زندگی تنها کار کردن نیست. در عین حال که وظیفه خود را درست و کامل انجام می دهید، باید زمانی را هم بخود و خانواده تان اختصاص دهید. غرق شدن در کار نباید مانع توجه و اختصاص وقت به آن ها شود.

 

ماندن در کاری که از آن متنفرید

ما تنها یک بار به دنیا می آییم و خورشید در هر روز دو بار براي ما طلوع نمی کند. به همین دلیل تلاش کنید زیبا زندگی کنید. از هر چیزی که زلالي زندگی تان را مکدر ميکند دوری کنید. رضایت نداشتن از شغل روزانه به هر علتی، تأثیرات منفی بر زندگی شما خواهد گذاشت. چنانچه میخواهی در آينده پشیمان نشوی در آغاز دنبال یک کار تازه بگرد و بعد از آنکه آن را پیدا کردی، شغل دوست نداشتنی ات را رها کن و از این به بعد با حس خوشبختی به سر کار برو.

دلایل ترس از آب چیست ؟ راههای درمان ترس از آب

 


 

 

ترس از آب

 

يكى از انواع ترس، ترس از آب است. برخى افراد به خاطر ترس از آب حاضر به شنا كردن نيستند و از اين نعمت و ارزش اسلامى محروم مى‌شوند، اما كسانى كه مى‌خواهند شنا ياد بگيرند، ابتدا ممكن است از آب بترسند اما وقتى شنا ياد بگيرند نه تنها از آب نمى‌ترسند بلكه لذت مى‌برند و تلاش مى‌كنند كه به عمق هرچه بيشتر بروند و داخل آب بمانند.

آب در حقيقت ترس ندارد عاملى كه موجب ترس مى‌شود مهم است. زيرا اكثر كودكان در ابتداى كودكى از آب و شنا و حمام به شدت وحشت دارند و به هيچ عنوان با رضا و رغبت حمام نمى‌كنند. لذا بايد عامل ترس از بين برود تا فرد دست از ترس نابجاى خود بردارد و آب را چيز ترسناكى تصوّر نكند.

 

فوبیای آب سه بعد دارد: 

1) شناختی: یعنی تفکراتی که فرد در مورد آب دارد مانند غرق شدن، خفه شدن و .... 

2) احساسات: حس ترس و اضطراب شدید و گاه غیر قابل کنترل. 

3) علائم جسمانی: مانند بالا رفتن ضربان قلب، تعریق شدید، مشکل در تنفس، لرزش دست و پا و... . 

 

 

آب در حقيقت ترس ندارد عاملى كه موجب ترس مى‌شود مهم است

 

علائم فوبیای آب

علائم این فوبیا در افرادی که به آن مبتلا هستند متفاوت است. در بعضی افراد خفیف و در بعضی موارد شدیدتر است. علائم اصلی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)  برای فوبیای آب به شرح زیر است:

 

- اضطراب افراطی در هنگام مواجهه با آب.

- ایجاد علائم جسمانی و روانی ترس (مانند بالا رفتن ضربان قلب و احساس دلهره شدید و ...) بلافاصله بعد از مواجه شدن با آب.

- تلاش بسیار زیاد برای عدم مواجهه با آب.

- این علائم بیشتر از 6 ماه در فرد ادامه دارند و در عملکرد وی در زندگی اجتماعی و روابط بین فردی و شغلی تاثیر منفی می گذارد.

- در موارد شدید تر بودن در کنار رودخانه و یا حتی پاشیده شدن آب روی فرد برای او اضطراب ایجاد می کند.

 

علل ترس از آب

سابقه وقوع حادثه و یا آسیب محیط های آبی در اعضای خانواده و یا آشنایان

سابقه خفگی و یا حوادث مربوط به محیط های آبی در خود شخص

عدم تعادل جسمی ، روحی و یا وجود استرس در شخص

عدم اعتماد بنفس در شخص و یا ضعف در یادگیری (هوش ورزشی)

اغلب به طور غریزی و ترس از غرق شدن بوجود می‌آید.

ممکن است ترس‌ از چیزهای ناشناخته‌ای‌ باشد که در زیر آب‌های کدر و گل آلود کمین وجود دارند.

ممکن است به تجربه بد دوران کودکی مرتبط باشد.

ممکن است مورثی باشد و از والدینی که از آب می‌ترسند به فرزندانشان منتقل شود.

ممکن است ناشی از آموزش‌های نادرست و استرس‌زا بعضی از مربیان شنا باشد.

 

 

روش های درمانی ترس از آب

 

درمان فوبیای آب

برای درمان ترس از آب یا فوبیای آب می توان از روش های زیر استفاده کرد :

 

1) شناخت درمانی

درمان شناختی یکی از موثر ترین راه کار های درمانی برای ترس از آب است. افراد مبتلا به این فوبیا، بودن در آب را بسیار خطرناک تر از چیزی که هست می پندارند. این درمان طرز فکر افراد مبتلا را نسبت به بودن در آب تغییر میدهد.

 

2) حساسیت زدایی منظم

حساسیت زدایی منظم روش دیگری در درمان فوبیا است. این روش درمانی سه مرحله دارد:

 

الف) تهیه لیستی از حالت ها و موقعیت هایی که در فرد اضطراب ایجاد می کند؛ به ترتیب از محرکی که کمترین اضطراب را ایجاد می کند تا اضطراب آور ترین.

 

ب) یادگیری روش های آرمیدگی و ریلکسیشن

 

ج) تصور کردن سلسله مراتب لیست از محرکی که کمترین اضطراب را ایجاد می کند به ترتیب تا اضطراب آور ترین، در حالیکه فرد کاملا ریلکس است.

 

3) مواجهه درمانی

این روش درمانی شباهت زیادی با روش حساسیت زدایی منظم دارد. فرد در معرض سلسله مراتب قرار می گیرد با این تفاوت که فرد احساس اضطراب را در هر مرحله حفظ می کند تا به تدریج این اضطراب برای فرد عادی شود.

 

برای آن که روش های درمانی موثر واقع شود، فرد مبتلا باید نسبت به مساله خود و عامل ایجاد کننده آن آگاهی پیدا کند. شرکت در جلسات درمانی با روان شناس و متعهد شدن به برنامه درمانی، باعث می شود فوبیا آب به راحتی درمان شود.

 

در موارد شدید تر، می توان ابتدا از یک دوره دارو درمانی (داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی) استفاده کرد و سپس بعد از کاهش علائم، روان درمانی را آغاز کرد.

همسر بداخلاق تان را قلق یابی کنید

همسر بداخلاق و پرخاشگر همیشه زندگی را تلخ می کند. اگر همسر شما هم بداخلاق است با روش هایی می توانید او را قلق یابی کنید.


بهترین برخورد با همسر بداخلاق چیست؟
از هر دری وارد می‌شوید تغییر نمی‌کند. بهانه می‌گیرد و با رفتارها و حرف‌های آزاردهنده‌اش تنها در چند لحظه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند. مهم نیست اشتباهی از شما سر زده باشد یا آگاهانه او را عصبانی کرده باشید؛ همسر بداخلاق شما بدون دلیل بهانه‌ می‌گیرد و با تلاش‌های شما هم آرام نمی‌شود. اگر با چنین فردی زیر یک سقف زندگی می‌کنید، تا رسیدن به آرامش راه درازی در پیش دارید. راهی که باید در کنار هم از آن عبور کنید. پس قبل از ناامید شدن، ادامه این مطلب را بخوانید. در این صفحه با قدم‌هایی که در آغاز راه باید بردارید آشنا خواهید شد.


با همسر بد اخلاق تان قرار بگذارید
روابط بین زن و شوهرها، ذاتا منبع تنش است. هیچ زوج سالمی نیستند که در زندگی مشترک‌شان، دچار تنش نشوند اما مهم‌تر از این نمک زندگی‌تان، به دست آوردن توان مدیریتش است. شما نمی‌توانید در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید، روی یک خط و در مسیر آرامش کامل پیش بروید اما می‌توانید مانع از تبدیل شدن این تنش‌ها به معزل شوید. بخشی از این تلاش را باید همراه با یکدیگر انجام دهید اما قسمتی از آن را تنها می‌توانید برای دل خودتان و به‌دلیل آنکه از این رابطه آسیب نبینید انجام دهید.
 

ادامه نوشته

سنتی ازدواج کنیم یا مدرن؟

 

از قدیم خانواده‌ها برای ازدواج فرزندان خود مسائلی را در نظر می‌گرفتند و هنوز هم مدنظر می‌گیرند. این مسائل، حاصل تجربه‌های خاص خودشان یا تعالیم فرهنگی و اجتماعی بوده است. هر خانواده، اصول و قوانین ویژه‌ای دارد و تلاش می‌کند طبق این اصول اقدام کند.

فرایند سنتی ازدواج، معمولا با خواستگاری رسمی و خانوادگی شروع می‌شود. خانواده‌ها همدیگر را می‌سنجند تا ببینند آیا مطابق با اصول و هنجارهای یکدیگر هستند یا نه. در صورتی که تطابق وجود داشت، از دختر و پسر هم نظرخواهی می‌کنند و اگر این دو به ازدواج رضایت دادند، بقیه مراحل اجرا می‌شود. حتی هنوز هم در برخی از ازدواج‌های سنتی در همان شب خواستگاری مراسم عقدکنان انجام می‌شود ولی شکل امروزی‌تر آن، این است که خانواده‌ها به دختر و پسر فرصت می‌دهند تا همدیگر را بیشتر بشناسند و در طی چند جلسه گفت‌وگو تصمیم بگیرند.

ازدواج به شیوه‌هایی متفاوت
ازدواج های غیرسنتی اما ازدواج هایی متفاوت با رسوم و قرارداد‌های خانوادگی و فرهنگی هستند. مثلا دختر و پسری با همدیگر آشنا می‌شوند، قرار ازدواج می‌گذارند و مدتی را برای شناخت همدیگر صرف می‌کنند و بعد از اینکه تصمیم نهایی را برای ازدواج گرفتند، خانواده‌هایشان را در جریان قرار می‌دهند. یک شکل دیگر هم وجود دارد که دختر و پسری بدون هیچ قصدی برای ازدواج وارد رابطه عاطفی می‌شوند، به همدیگر علاقه‌مند و وابسته می‌شوند و بعد تصمیم به ازدواج می‌گیرند. در برخی موارد، این دو اصلا آماده ازدواج نیستند اما به دلیل وابستگی‌هایی که ایجاد می‌شود، ازدواج را اجتناب‌ناپذیر می‌بینند.
 

ادامه نوشته

 چگونه با رفتار بی‌احترامی بچه‌ها برخورد کنیم؟

بچه‌ها بخصوص در حول و حوش سن نوجوانی، ممکن است رفتارهایی نشان دهند که از نظر بزرگترها توهین‌آمیز و تند و بی‌ادبانه باشد.

 

کودکی که حالا در آستانه نوجوانی احساس بزرگ شدن می‌کند، گاهی با این رفتارها سعی دارد پدر و مادر را به چالش بکشد و نشان دهد دیگر مطیع نیست. گاهی حتی یادگیری از شبکه همسالان و تعامل با دوستانی که چارچوب‌های رفتاری متفاوتی دارند ممکن است باعث تغییر رفتار فرزندتان و واکنش‌های توهین‌آمیز او شود. اگر با چنین مشکلی مواجه هستید:

 

1- سکوت نکنید و واکنش نشان دهید: بی‌ادبی و رفتار توهین آمیز، تحقیر دیگران و دشنام دادن رفتارهایی نیستند که با بی‌توجهی، آنها را خاموش کنید. در مقابل بی‌ادبی فرزندتان، واکنش نشان دهید. بگویید رفتارش درست نیست و از احساسی که باعث بروز چنین رفتاری شده از او سؤال کنید. مثلاً بپرسید: چرا این حرفو زدی؟ منظورت اینه که عصبانی هستی؟ یا بگویید: فکر کنم از چیزی ناراحتی. بهتره به جای این طور حرف زدن که توهین‌آمیز هم هست، علت ناراحتیت رو بگی. و بعد از آنکه علت ناراحتی فرزندتان را شنیدید، روش جایگزین و درست ابراز آن را به فرزندتان یاد بدهید.

 

2- احساس تان را از نحوه برخورد نوجوان با خودتان بروز دهید: فرزندتان وقتی بداند که دیگران نسبت به رفتار بد و توهین‌هایش چه احساسی دارند، به احتمال زیاد خودش را اصلاح خواهد کرد. مثلاً بگویید: «وقتی با من این‌طوری حرف می‌زنی ناراحت می‌شم.» یا «این طور حرف زدن یعنی بی‌احترامی و بی‌احترامی هر کسی رو ناراحت می‌کنه.»

 

3- قوانین رفتاری وضع کنید: قوانینی که هر کدام از اعضای خانواده در رفتار و گفتارشان باید رعایت کنند، بیان کرده و به‌طور دقیق و شفاف مشخص کنید. مثلاً در خانواده ما استفاده از دشنام و برچسب زدن به دیگران ممنوع است. یا به جای بد و بیراه گفتن موقع عصبانیت، فقط اجازه داریم از عبارت‌های «تو خیلی بی‌ادبی» و «ناراحتم و نمی‌خوام فعلاً باهات حرف بزنم» استفاده کنیم.

 

4- صبور باشید و مداومت بورزید: مهم‌ترین کار در تغییر رفتار اشتباه فرزندتان این است که صبور باشید، وقت کافی بگذارید و با تکرار رفتارهای درست، رفتار اشتباه فرزندتان را عوض کنید. در این هنگام به خودتان مسلط باشید و سعی کنید از کوره در نروید.

 

5- خودتان را اصلاح کنید: در خانه‌ای که همه با هم بد حرف می‌زنند، دیگران را مسخره می‌کنند یا پشت سر و در مقابل دیگران، تندی می‌کنند، انتظار رفتار مؤدبانه از بچه‌ها داشتن خنده دار است. قبل از هر کاری خودتان اصول ادب را رعایت کنید و هر جا از دستتان در رفت، عذرخواهی کرده و رفتار درست را جایگزین کنید.

بحران هویت نوجوان و نقش والدین

بسياری از مشکلات دوران نوجوانی ريشه در چگونگی گذر وی از بحران هويت دارد و چنان چه ابعاد گوناگون اين دوران مهم زندگی به دقت مورد مطالعه قرار گيرد و نوجوان با آگاهی کامل اين دوران را سپری کند، مصونيت وی در برابر آسيب های اجتماعی افزايش خواهد يافت و به سهولت هويت موفق را احراز خواهد کرد.

هویت چیست؟

هویت عبارت از افتراق و تمیزی است كه فرد بین خود و دیگران می گذارد، هویت شخصی، یك ساختار روانی اجتماعی است یعنی هم شامل طرز تفكرها و عقاید می شود كه معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با دیگران را می رساند.

 

اریکسون اولین کسی بود که هویت را به عنوان دستاورد مهم شخصیت نوجوانی وگامی مهم به سوی تبدیل شدن به فردی ثمربخش وخشنود تشخیص داد. ازدیدگاه اریکسون هویت ازامتزاج خودپنداره های خصوصی واجتماعی سرچشمه می گیرد. پیامد این انسجام ازتداوم فردی یا همخوانی درونی است. 

 

ادامه نوشته

توصيه هایی در زمان باقیمانده برای موفقیت در کنکور

 تا الان خوب درس نخوانده ام آیا در مدت باقی مانده میتوانم جبران کنم و به هدفم برسم؟


این سوال یکی از رایج ترین سوالهایی است که برخی دانش اموزان در این روزها از مشاورین میپرسند. دانش اموزانی که به هر دلیلی تا حالا موفق نشده اند انطور که باید مطالعه کنند یا شاید از مطالعه ی خود راضی نبوده اند .

همانطور که میدانید اصولا تحقق هر هدف بزرگی نیاز به تلاش های متمادی و مستمر و برنامه ریزی دارد . قبولی در کنکور هم یکی از اینهاست . مسلما افراد برای انکه موفقیت خود را در کنکور تضمین کنند باید در یک بازه ی زمانی مناسب به مطالعه بپردازند تا از قطعی شدن اوردن رتبه ی خوب مطمئن شوند اما افرادیکه بدلیل مشکلاتی نتوانستند مطالعه کنند چه؟ آیا راه حلی برای انها وجود دارد؟؟

هنوز هم میتوانید
تجربه ی چند ساله ی بنده در امر مشاوره به من نشان داده است چه بسا افرادی که ماهها مطالعه کردند اما نتیجه نگرفتند و برعکس برخی فقط چند ماه کوتاه مطالعه ی مفید داشتند و اتفاقا به رتبه های خوبی نیز رسیدند. اینکه وقت کم است بهونه ای بیش نیست. اگر تا الان خوب درس نخوانده اید باید بدانید که با داشتن پشتکار و انگیزه براحتی میتوانید جلو بروید . درواقع برای شما این اراده و عشق به هدف بزرگی که دارید نیروی محرک فوق العاده بزرگی خواهد بود که شاید برای افراد عادی این حس و نیرو قابل لمس نباشد .

شجاع باشید و خود را اثبات کنید

ادامه نوشته

چگونه میتوان از حواس پرتی در حین مطالعه جلوگیری کرد؟

برای مطالعه مناسب باید قبل از آن استراحت مناسب داشته باشید و نکات زیر را برای افزایش راندمان رعایت کنید.

- ابتدا کمی از زمانتان را به یادداشت افکار مزاحم و تفکر در مورد آنها اختصاص دهید. علت اینکه خیلی از این افکار هنگام مطالعه به ذهن خطور می کند این است که فرصت تفکر بر روی آنها نداشته اید و این افکار در ذهن بصورت غیر طبقه بندی و نامنظم باقیمانده اند. یکبار برای همیشه به آنها فکر کنید و آنها را کنار بگذارید.

ادامه نوشته

برنامه ریزی برای امتحانات

 

اگر برای امتحانات خود، با  تدبیر برنامه ریزی کنید نه تنها در طول سال،  بلکه برای امتحانات هم آماده خواهید بود. هدف انسان به منزله چراغی است که راه را به او نشان می دهد و آن را به مقصود می رساند. برنامه زمانبندی برای دوره امتحانات باید بسیار منطقی و اصولی باشد.

 

برنامه ریزی:

روشی است به صورت گام به گام که برای انجام هر چه بهتر و به موقع فعالیت ها و بها دادن به وقت انجام می شود.

 

ما می توانید با یک برنامه ریزی مناسب :

1- در وهله ی اول باعث ایجاد آرامش و اطمینان در وجود خود شوید. 

2- به موقع، به مطالعه ی تمام دروس خود بپردازید. 

3- اعتماد به نفس را در خود افزایش دهید. 

4- علاقه و عادت به مطالعه را در خود افزایش دهید. 

5- اضطراب و نگرانی از امتحان را حتی در شب امتحان و یا کنکور کاهش دهید.

 

ادامه نوشته